دانلود pdf مقاله👈 آسیه؛ زن مؤمن یاد شده در قرآن کریم
نویسنده: نعیمه خراسانی
آسيه دختر مزاحمبن عبيدبن ريّان بن وليد قبطی، از نوادگان فرعونِ زمان يوسف بود.[1]در قرآن با عنوان همسر فرعون [2] و در سِفر خروج (Exodus) با عنوان «دختر فرعون» یاد شده،[3] اما در هیچ یک به نام او تصریح نشده است. با اینکه در بیشترمنابع تفسیری و روایی اسلامی نام آسیه آمده؛ اما تا کنون در هیچ منبع یا اثر باستانی و تاریخی مصر باستان مانند کتیبهها، پاپیروسها یا مقابر نیز در متون یهودی، تصریحی بر این نام نشده است. با این حال، یهودیان، برای یافتن مابهازای تاریخی او (زنی که موسی را از آب گرفت آسیه یا بتیا)، گمانهزنیهایی با همسران فرعونهای دورۀ پادشاهی نوین مصر به ویژه رامسس دوم انجام دادهاند.[4] از آنجا که شانزده بار واژۀ «دختر فرعون» در عهدین با مصادیق متعدد از جمله «بِتْیه دختر فرعون که مَرَد او را به زنی گرفته»[5] و یا «دختر فرعون همسر سلیمان»[6] آورده شده، احتمالاً قصۀ موسی7 در قرآن به آسیه، همسر فرعون و از نوادگان فرعون زمان یوسف و نه دختر فرعون زمان موسی7 اشاره دارد. برخی منابع اسلامی آسیه را قبطی و از خاندان فرعون مصر دانسته[7] و برخی نیز او را از بهترین زنان بنی اسرائیل معرفی کردهاند.[8] در سنت یهودی-مسیحی، کسی که موسی را از آب گرفته، دختر فرعون است. کتاب اول تواریخ ایام[9] (Chronicles1) نام او را «بِتیا» (בתיה) ذکر میکند. کلمه בתיה از دو کلمه בת به معنای دختر و יה یکی از نامهای کوتاه شدۀ یهوه تشکیل شده است. مفسران و حکیمان یهودی در میدراش (تفاسیر روایی)، معتقدند «بتیا» همان نامی است که دختر فرعون پس از نجات حضرت موسی و گرایش به شریعت یهود برگزید. از کیفیت ازدواج و زندگی مشترک وی اطلاعاتی در دست نیست. بر اساس آیات قرآن، زندگی او در کاخ فرعون، در فضایی سرشار از شرک و ظلم رقم خورد؛ اما وی هرگز تحت تأثیر محیط فاسد دربار قرار نگرفت و در نهایت با ایمان خویش، از همسر کافر خود فاصله گرفت. [10]
میراث نسلی
بر اساس متون اسلامی، آسیه همسر فرعون دارای فرزندی نبود و حضرت موسی7 را که از رود نیل نجات داد، به فرزندخواندگی پذیرفت.[11] بر پایۀ آموزههای تورات، دختر فرعون که برای غسل به نهر آمده بود، تابوت حاوی موسی را در میان نیزار دید و کنیزک خویش را فرستاد تا آن را بگیرد.[12] نیز آمده است که پس از رشد موسی، وی را نزد دختر فرعون بردند و او، وی را به فرزندی گرفته، نامش را موسی نهاد و همواره میگفت: «او را از آب کشیدم.» [13] اما طبق تصریح عهدین، وقتی موسی بزرگ شد، از اینکه نوۀ فرعون خوانده شود، اِبا نمود.[14]بنابراین، میراث نسلی آسیه فقط در قالب فرزندخواندهاش، موسی7 تجلی مییابد. گزارشهای تاریخی از بازماندگان دیگری برای وی یاد نکردهاند.
ایمان آسیه
از بارزترین ویژگیهای آسیه، ایمان اوست. بر اساس روایتی از رسول خدا6 سه نفر حتی یک چشم برهم زدن به وحی الهی کافر نشدند؛ مؤمن آل یاسین، علی بن ابی طالب7 و آسیه همسر فرعون.[15] بر اساس قول دیگر، آسیه با مشاهدۀ معجزۀ عصای موسی و غلبۀ وی بر ساحران ایمان آورد، اما ایمان خود را آشکار نساخت. [16] زمانی که فرعون از ایمان آوردن آسیه با خبر شد، از او خواست دست از ایمانش بردارد؛ اما آسیه نپذیرفت و فرعون او را شکنجه کرد.[17] فرعون دستور داد آسيه را به زمين ميخكوب كرده، سنگى بزرگ را بالاى سرش آویزان کردند تا اگر از ايمانش دست برداشت، به قصر فرعون باز گردد و همچنان همسر وى باشد؛ در غیر اینصورت، سنگ را بر او بيفكنند.[18] آسيه از ايمان خود دست برنداشت و از خداوند خواست كه به جاى قصر فرعون، خانهاى در جوار رحمت خويش در بهشت برايش بنا كند و او را از فرعون و كفر و ستم او و کارگزاران ستمكارش رهايى بخشد.[19] خداوند هم این دعای آسیه را اجابت کرد و او را درشمار بهترین زنان جهان قرار داد.[20]بر اساس نقلی، وقتی فرعون خبر کشتن حزقیل(مؤمن آل فرعون) را آورد، آسیه اعتراض کرد، فرعون از سخنان آسیه متعجب شد و او را دیوانه خواند، آسیه هم در این زمان ایمان خود به پروردگار را آشکار کرد. مادر آسیه تلاش کرد تا وی با فرعون مخالفت نکند؛ اما او از ایمان خویش به پروردگار دست نکشید. فرعون فرمان داد دستها و پاهای آسیه را به چهارمیخی که در زمین نصب کرده بودند، بستند[21] و او را در برابر آفتاب سوزان نهاده، سنگ بسیار بزرگی را روی سینهاش گذاشتند و سرانجام در حال شکنجه از دنیا رفت. آسیه با وجود زندگی در کاخ فرعون و محیط شرک آمیز، ایمان خود را حفظ کرد.[22]
در سنت تفسیری و ربانی یهود، متون میدراشی (מדרש) و تلمود بابلی (תלמוד בבלי) به بازخوانی شخصیت «دختر فرعون» (בת-פרעה) پرداخته و او را به عنوان زنی توصیف میکنند که از بتپرستی و نظام الهیاتی مصر باستان رویگردان شده و به یکتاپرستی میگراید[23]. در خوانشِ ربانی از کتاب خروج (Exodus 2:5) کنشِ به آب زدن و شستوشوی دختر فرعون در رود نیل، نه یک عمل فیزیکیِ صرف، بلکه یک آیینِ گذار و تطهیر نمادین از بتپرستی تفسیر شده است.[24]. تلمود بابلی در سدر موعد ماسخت مگیلا، پرک ۱۳ الف (מסכת מגילה י”ג ע”א)، واژۀ «شستوشو» را به صورت استعاری تأویل کرده و بیان میدارد که او به رود نیل رفت تا خود را از پلیدیِ بتهای [עבודה זרה – آوودا زارا] خانۀ پدرش پاک سازد[25]. افزون بر این، در متون میدراشی، از جمله میدراش واییکرا رابا (ויקרא רבה א:ג)، نام «بِتیا» (בתיה) که در کتاب اول تواریخ ایام[26] آمده است، به عنوان پاداشی الهی برای نجات موسی تبیین میشود. بر اساس این متن تفسیری، خداوند به او میگوید: «تو موسی را به فرزندی پذیرفتی و او را پسر خود خواندی، در حالی که او پسر تو نبود؛ من نیز تو را دخترِ خود (בת-יה) میخوانم، در حالی که تو دختر من نیستی».[27]
فضائل
در روایات، نام آسیه همراه با حضرت خدیجه، حضرت فاطمه3 و مریم، به عنوان چهار بانوی برتر جهان وهم نشینان بهشتی معرفی شدهاند.[28] روایت شده است هنگام تولد حضرت علی 7 در کعبه، آسیه به همراه چهار بانوی بهشتی دیگر حضور داشت[29] و هنگام تولد حضرت زهرا3 به کمک حضرت خدیجه3 آمده و از ایشان پرستاری کرد.[30] بر اساس گزارشی پس از رحلت حضرت خدیجه3، پیامبر6 جهت تسلی به فاطمه3 جایگاه حضرت خدیجه3 را در بهشت در کنار آسیه و مریم نشان داد.[31] در روایتی دیگر، آسیه در شمار زنان نیکوکار پیش از ایمان به حضرت موسی7 نام برده شده است.[32] همچنین طبق روایتی از رسول خدا6 قرآن به صراحت و گاه با کنایه از دوازده زن، اعم از نیک و بد، سخن گفته و همسر فرعون (آسیه) را از کسانی برشمرده است که محترم بود و شوق به آخرت داشت.[33]
وجه أثرگذار؛ آسیه نجات دهندۀ حضرت موسی7 بود. وی پس از گرفتن موسی از آب، با جملۀ «این کودک مایۀ روشنی چشم من و توست»[34] خطاب به فرعون مانع کشته شدن موسی7 شد[35]و پيشنهاد فرزندخواندگی وی را مطرح نمود.[36] برپایۀ نقلی دیگر، آسیه در ماجرای شفایافتن دختر فرعون از بَرَص با تبرک به موسی در نوزادی و عزم فرعون بر کشتن وی به تحریک درباریان، مانع کشته شدن موسی7 شد.[37] همچنین در ماجرای کشیدن ریش فرعون توسط موسی7، با وساطت خویش از مرگ موسی جلوگیری کرد و زمینۀ رشد و رسالت وی را فراهم کرد.[38] البته برخی از مفسران اهل سنت، زن ناجی موسی را عمۀ حضرت میدانند.[39]وجه دیگر أثرگذاری وی، «الگوی مؤمنان بودن» است. خداوند در قرآن کریم از آسیه درمقابل همسران لوط و نوح که با پیامبران خدا معاشرت داشتند، یاد کرده و او را به عنوان الگو برای همۀ مؤمنان معرفی میکند.[40] در کلام رسول خدا 6 ایشان اسوۀ صبر دانسته شده و به زنانی که بر بداخلاقی همسر شکیبا باشند، پاداشی مانند آسیه بشارت داده شده است.[41] جایگاه الگووار وی در روایات و ادبیات اسلامی امتداد مییابد.
نعیمه خراسانی/ بتول سادات بنیادی
منابع
قرآن کریم
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، بیروت، العلمیه، ۱۴۱۲ق.
ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، مشهد، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح، ۱۳۶۵ـ۱۳۷۶ ش.
قرطبی، ابوعبداللّه محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، دارالفکر، بیتا.
حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسير نور الثقلين، قم، اسماعيليان، ۱۴۱۵ ه.ق.
زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، قم، بلاغت، 1373ش.
سدی الکبیر، اسماعیل بن عبدالرحمن، تفسیر السدی الکبیر، مصر، دارالوفاء، 1414.
صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، بیروت، شکرانه، 1391 ش.
صدوق، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، الامالی، قم، موسسه البعثه، 1417ش.
صدوق، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، الخصال، قم، جامعه مدرسین، 1362 ش.
صدوق، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، من لایحضره الفقیه، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1413ق.
طباطبایی، محمد حسین، المیزان، قم، دارالکتب الاسلامیه، بیتا.
طبرسی، حسن بن فضل، مکارمالاخلاق، قم، الشریف الرضی، 1370ش..
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفه، 1402ق.
طبری، محمد بن جریر بن یزید، جامع البیان، بیروت، دارالمعرفه، 1412ق.
طبریآملی، محمدبنجریر، تاریخ طبری، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1403ق.
طوسی، محمد بن حسن، الامالی، دار الثقافة، قم، 1414ق.
طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، قم، چاپ احمدحبیب قصیر عاملی، ۱۴۱۳.
قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسير كنز الدقائق، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سازمان چاپ و انتشارات، ۱۴۱۱ ه.ق.
کتاب مقدس ، نرمافزار مژده – ترجمه قدیمhttp://www.mojde.org.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1403 ق.
مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش.
مکارم شیرازی، ناصر، مثالهاى زیباى قرآن، قم، نسل جوان، 1378 ش.
میبدی، ابوالفضل رشیدالدین، کشف الاسرار و عدة الابرار، تهران، نشر امیرکبیر، 1356ش.
Kitchen, Kenneth A. On the Reliability of the Old Testament. Grand Rapids, MI: Wm. B. Eerdmans Publishing, 2003.
Babylonian Talmud: Tractate Megillah 13a. Accessed via Sefaria (The William Davidson Talmud).
Midrash Rabbah: Leviticus Rabbah (Vayikra Rabbah) 1:3. Translated by H. Freedman and Maurice Simon. London: Soncino Press, 1939.
Bakhos, Carol. Ishmael on the Border: Rabbinic Portrayals of the First Arab. Albany: State University of New York Press, 2006.
Kadari, Tamar. “Pharaoh’s Daughter: Midrash and Aggadah.” Jewish Women’s Archive. Accessed 2026. https://jwa.org/encyclopedia/article/pharaohs-daughter-midrash-and-aggadah.
Wheeler, Brannon M. Prophets in the Quran: An Introduction to the Quran and Muslim Exegesis. London: Continuum, 2002.
Singer, Isidore, ed. The Jewish Encyclopedia: A Descriptive Record of the History, Religion, Literature, and Customs of the Jewish People from the Earliest Times to the Present Day. 12 vols. New York and London: Funk & Wagnalls Company, 1901–1906.
Talmud Bavli. Seder Mo’ed, Masechet Megillah, daf 13, amud aleph (Megillah 13a). Vilna: Romm, 1880-1886.
Margulies, M. (Ed.). (1993). Midrash Vayikra Rabbah: A Critical Edition Based on Manuscripts and Genizah Fragments with Variants and Notes (Vol. 1). The Jewish Theological Seminary of America.
Talmud Bavli, Sotah 12b. (n.d.). Sefaria. Retrieved August 16, 2026, from https://www.sefaria.org/Sotah.12b
ارجاعات
[1] . طبری، ابن جریر، تاریخ طبری، ج1، ص231
[2] . قصص28/ 9؛ تحریم66/11
[3] . کتاب مقدس، سفر خروج، فصل2، آیات 7-11.
[4] K. A. Kitchen, On the Reliability of the Old Testament (Chicago: Eerdmans, 2006), chap. 6./ Davis, John J. (1971). Moses and the Gods of Egypt. Grand Rapids: Baker Book House, p. 52./ Steiner, Richard C. “Bittě-Yā, Daughter of Pharaoh (1 Chr 4,18), and Bint(i)-ʿAnat, Daughter of Ramesses II.” Biblica 79, no. 3 (1998): 394–408./ McClintock, John, and James Strong. “Bithiah.” In Cyclopedia of Biblical, Theological and Ecclesiastical Literature. New York: Harper & Brothers, 1870.
[5] . کتاب مقدس، اول تواریخ، فصل 4، آیه 18.
[6] . کتاب مقدس، اول پادشاهان، فصل 3، آیه 1.
[7] . طبری، ابن جریر، تاریخ طبری، ج1، ص231
[8] . طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج7، ص 378
[9] . تواریخ ایام، باب ۴، آیۀ ۱۸
[10] . شیخ طوسی، محمدبن حسن، التبیان، ج10، ص54؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج19،ص344.
[11] . جزایری، سید نعمت الله، النور المبين، جلد ۱، صفحه ۲۶۱.
[12] . سفر خروج، آیۀ 5.
[13] . سفر خروج، آیۀ 10، نامۀ رسولان، آیۀ 21.
[14] . نامه به عبرانیان، فصل11، آیه 24.
[15]. شیخ صدوق، ابن بابویه، الخصال، ج1، ص174.
[16]. طبرسی، حسن بن فضل، مجمع البیان، ج10، ص 479.
[17] . ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۴۶.
[18] . طبری، ابن جریر، جامع البیان، ج12، ص110؛ شیخ طوسی، حسن بن فضل، التبیان، ج10، ص 55.
[19] . تحریم، 11.
[20] . مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 24،ص303-304.
[21] . فجر،10
[22] . شیخ طوسی، محمدبن حسن، التبیان، ج10، ص54؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج19،ص344.
[23] Singer, Isidore, ed. “Bithiah.” In The Jewish Encyclopedia: A Descriptive Record of the History, Religion, Literature, and Customs of the Jewish People from the Earliest Times to the Present Day. New York and London: Funk & Wagnalls Company, 1901.
[24] Talmud Bavli, Sotah 12b
[25] Talmud Bavli. Seder Mo’ed, Masechet Megillah, daf 13
[26] ۱:۴:۱۸ Vayikra Rabbah
[27] Vayikra Rabbah 1:3
[28] . شیخ صدوق، ابن بابویه، من لایحضره الفقیه، ج1، ص 139؛ ابن مغازلی، المناقب، ص291؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج2، ص738
.[29] شیخ طوسی، محمدبن حسن، الامالی، مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج 35، ص 37
[30]. صدوق، ابن بابویه، الامالی، ج1، ص593
[31] . طوسی، محمدبن حسن، الامالی، ص 175
[32]. حویزی، عبد علی بن جمعه، نور الثقلین، ج4،ص114
[33] . قمی مشهدی، محمدبن محمد رضا، تفسير كنز الدقائق، جلد ۱۳، صفحه ۳۴۵ ؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج43،ص32.
[34] . قصص، 28.
[35] . صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، ج۲۲، ص۳۰۱.
[36] . طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج16، ص13؛ میبدی، کشفالأسرار و عُدّةالأبرار، ج۶، ص۱۱۸.
[37] . طبری، محمدبن جریر، التفسیر الطبری، ج18، ص160؛ ابوالفتوح رازی، روض الجنان و روح البیان فی تفسیر القرآن، ج15، ص101.
[38] . سدی الکبیر، اسماعیل بن عبدالرحمن، تفسیر السدی الکبیر، ص345؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج7، ص15.
[39]. قرطبی، ابوعبداله، تفسیر قرطبی، ج18،ص132.
[40] . تحریم، 10 و 11.
[41] . طبرسی، مکارمالاخلاق، ص ٢١٤