اَمَةُ الفارِسيَّة؛ نخستین زن مسلمان ایرانی، از بانوان صحابی و راهنمایی کنندة سلمان فارسی به سوی رسول خدا(ص)

أَمَةُ الفارسيَّة به معنای کنیز ایرانی، نخستین بانوی ایرانی است که اسلام آورد و سلمان فارسی را در مدینه به مکان رسول خدا(ص) راهنمایی نمود.[1] در آثار متأخرین، اُمّ الفارسیه نیز گفته شده[2] که با منابع متقدم تناسب ندارد. سه تعبیر «امْرَأَةً أَصْبَهَانِيَّةً»[3]، « عَجُوزٌ فَارسِيَّةٌ»[4] و «امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِ بِلَادِي»[5] که در گزارش‌های سلمان فارسی در رابطه با ملاقات با أَمَةُ الفارسيَّة ثبت شده است، بانوی سالخوردۀ اصفهانی را برای مخاطب به تصویر می­کشد.[6] وی تنها بانوی صحابی ایرانی است که تراجم‌نگاران قرن پنجم، مدخل مستقلی به نام او در بین زنان صحابی رسول خدا6 آورده‌اند[7]و پیش از آن در ضمن شرح حال سلمان از وی یاد می‌شد. تنظیم مدخلی با نام وی در منابع صحابه‌نگارانی مانند ابونعیم اصفهانی(م430)، [8]ابن اثیر(م630) [9]و ابن حجر(م852) [10] نشانگر صحابی بودن او است.

تعابیری مانند «فارسیة»[11] و «أصبهانيّة»[12] دلیلی بر ایرانی و اصفهانی بودن این بانو است. در مورد زمان وفات و آرامگاه وی، نیز علت و کیفیت حضور این بانوی ایرانی در مدینه اطلاعاتی در دست نیست. در مورد خانوادۀ وی در گزارشی از ابوطفیل که ملاقات سلمان و أَمَةُ الفارسيَّة را در مکه دانسته، اشاره­ای گذرا به فرزندان و خانواده‌اش شده[13]؛ اما به دلیل ناسازگاری با مسلّمات تاریخی و عدم حضور سلمان در مکه پیش از پذیرش اسلام، اصل گزارش قابل قبول نیست. ابن حجر نیز پس از نقل گزارش اسلام آوردن سلمان از عبد اللّه بن عبد العزيز از أبوالطفيل از سلمان، این گزارش مکه را صحیح‌ نمی‌داند و محل ملاقات در مدینه را می‌پذیرد. [14]با توجه به داده­های تاریخی مربوط به سلمان فارسی، گزارشی مبنی بر حضور وی، پیش از پذیرش اسلام، در مکه وجود ندارد تا ملاقات با این بانو رخ دهد؛ زیرا سلمان پس از شنیدن نشانه‌های پیامبر6 از آخرین اسقف، گوسفندانش را به تاجران قبیله‌ای از عرب داده بود تا وی را از عموریه به سرزمین نخل­ها ببرند، اما آن­ها وی را درمیانۀ راه فروختند.[15] از آنجا که به لحاظ جغرافیایی مکه در بین راه عموریه و مدینه قرار ندارد، مکان ملاقات آن دو نمی‌تواند مکه باشد.

در گزارش ملاقات سلمان و أَمَةُ الفارسيَّة تصریح به این شده که وی در مسیر مدینه برای نوشیدن آب رفت و مردم اطرافش زبان او را نمی فهمیدند تا اینکه بانویی اصفهانی، به زبان فارسی با او سخن گفت و بنا به درخواست سلمان، وی را به محل پیامبر6 راهنمایی کرد. [16] هنگام ملاقات سلمان با رسول خدا6 فردی یهودی که به زبان فارسی و عربی مسلط بود، سخنان سلمان را ترجمه کرد و به تحریف سخنان او پرداخت؛ ااما جبرائیل، سخن سلمان را برای آن حضرت ترجمه کرد.[17] مطابق این گزارش‌، سلمان زبان عربی نمی‌دانست و این گزاره قوت‌بخش گزارش ملاقات این بانو با سلمان است.

ابن اثیر(م630) با عنوان «أمة ابنة الفارسية» [18]و ابن حجر(م852) [19] با عنوان «أَمَةُ الفارِسيَّة» شرح حال او را به نقل از  ابن مَندَه (م301) آورده­اند؛ [20] گرچه کتاب «اصفهان» ابن مَنده موجود نیست؛ اما با استناد به گزارش یادشده می‌توان گفت که وی در اواخر قرن سوم، برای نخستین بار به این بانو پرداخته است. سپس طبرانی(م360) اطلاعاتی را از وی به دست می­دهد.[21] نیز ابن اثیر نقلی از عبدالله بن عبدالقدوس از ابوطفیل می­آورد[22] که با توجه به مشابهت سند و همچنین تعبیر«رأیت اصبهانیة کانت قد اسلمت قبلی و هی التی دلّتنی علیه»[23]در این گزارش با نقل حاکم حسکانی(م405) در المستدرک، می‌توان گفت از یک طریق است.[24]سند گزارش در المستدرک طبق دانش رجالی اهل سنت صحیح است.

ابونعیم اصفهانی(م430) شرح حال وی را در تاریخ اصبهان، تحت عنوان مستقل «امة الله» می‌آورد، اما در حلیة الاولیاء ذیل شرح حال سلمان فارسی از او یاد می‌کند.[25]وی سه گزارش از ملاقات این بانوی ایرانی با سلمان به نقل از مبارک بن سعید ثوری از عبیدالکتب[26]و ابو‌طفیل عامر بن واثله[27] از سلمان فارسی آورده است. در همۀ موارد به ملاقات سلمان هنگام ورود به مدینه با زنی اصفهانی که پیش از او مسلمان شده بود و سلمان از این بانو دربارۀ رسول خدا6 می‌پرسد و توسط او راهنمایی می‌شود، اشاره شده است.

در مورد عدم ذکر ملاقات سلمان با امة الفارسیة در برخی منابع متقدم پیش از ابن منده (م301) دو احتمال متصور است؛ اجمال در ثبت گزارش و تلخیص به سبب کاهش حجم آن و ثبت روایت از میانۀ گزارش که بخش ملاقات با این بانو پیش از پذیرش اسلام برای تاریخ‌نگار ارزش خبری نداشته است. به این معنا که سلمان فارسي زندگي‌نامه خود را در چهار موضع برای افراد مختلف بیان می­کند؛ ابن عباس[28] ابوقره كندي[29] عامر بن واثله[30] و قصرنشینان ایرانی.[31] در نقل ابن عباس که در منابع متقدم آورده شده، ردّپایی از این بانو دیده نمی‌شود. همچنین در انساب‌الاشراف[32]و تاریخ طبری[33]در مورد سلمان بحث شده، اما گزارش ملاقات با أَمَةُ الفارسيَّة وجود ندارد گرچه در بیشتر موارد، اَسناد مشترک است.

راهنمایی سلمان توسط این بانو یک بار اتفاق افتاده، اما از دو طریق از سلمان نقل شده است؛ یک بار از مبارک بن سعید ثوری از عبیدالکتب[34] و دیگربار از ابوطفیل. [35] ابن عساکر(م571) و ذهبی(م747) ماجرای ملاقات سلمان و أَمَةُ الفارسيَّة را از ابونعیم نقل می­کنند.[36]ریاحی در تنها مقالۀ کوتاه «ام الفارسیة اصفهانی»، وی را نخستین زن مسلمان ایرانی دانسته است.[37]به اعتقاد مجیب مصری اینکه سلمان در یثرب زنی اصفهانی را می‌بیند که در اسلام از وی پیشی گرفته و از او دربارۀ پیامبر6 می‌پرسد، از رتبۀ اول بودن سلمان در گرویدن به اسلام نمی­کاهد و برای شهر اصفهان همین کفایت می­کند که نخستین مرد و زن مسلمان ایرانی از این شهر هستند.[38]

وجه أثرگذار؛ تقدم أمة الفارسیة در پذیرش اسلام و و راهنمایی کردن سلمان فارسی به مکان رسول خدا(ص) در ابتدای ظهور اسلام، وجه أثرگذار وی بوده و یادکرد سلمان از وی در چند موضع، نمایانگر اهمیت شخصیت او است.

ناهید طیبی/ لیلا شریفی

 

منابع:

ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، 1409ق.

ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، تهذیب التهذیب، بیروت – لبنان، دار صادر، ۱۳۲۵ ه.ق.

ابن سعد، محمد بن سعد. محقق محمد عبدالقادر عطا. ، الطبقات الکبری، بیروت – لبنان، دار الکتب العلمية، 1410.

ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق‏، محقق، شیری، علی‏، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1415ق‏.

ابن هشام، محمدبن عبدالملک، السيرة النبوية، تحقيق مصطفي السقا، ابراهيم الأبياري و عبدالحفيظ شلبي، بیروت، دارالمعرفة، بي‌تا.

ابن‌اسحاق، محمد، سیرۀ ابن اسحاق، محقق سهیل زکار، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1368.

ابوالشیخ، عبدالله بن محمد، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها، دراسة و تحقیق عبدالغفور عبدالحق حسین البلوشی، الجزء االول، الطبعة الاانیة، بیروت، موسسة الرسالة، 1412.

ابونعیم اصفهانی ، احمد بن عبدالله، حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء، قاهره – مصر، دار أم القری، بی­تا.

ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، تاريخ أصبهان(ذکر اخبار اصبهان)، تصحیح سید حسن کسروی، بیروت – لبنان، دار الکتب العلمية، 1410.

بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب‏الأشراف، محمودی، محمدباقر، مصر، دار المعارف، بی­تا.

جامی، عبدالرحمن، شواهد النبوة، بمبئی، بی‌نا، 1303.

حاکم حسکانی، محمدبن عبداله، مستدرک، تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشلی، بی­جا، بی­نا، بی­تا.

ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام ، بیروت، لبنان، دار الکتاب العربي، 1409 ه.ق.

رياحى، محمدحسین، امّ الفارسیة اصفهانی(اولین زن مسلمان ایرانی)، نشریه فرهنگ اصفهان، بهار و تابستان 1376، شماره 5 و 6، صص 104- 106.

طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، موصل، مکتبة الزهرا3، 1404ق.

طبری، محمد بن جریر، محقق محمد ابوالفضل ابراهیم، تاریخ الأمم و الملوک، بیروت – لبنان، بی­نا، بی‌تا.

فتال نیشابوری، محمد بن احمد، روضة الواعظین، تحقیق محمدمهدی خرسان، الشریف الرضی، قم، بی­نا، 1375ش.

مجیب مصری، حسین، سلمان فارسی در ترازوی ادب و تحقیق، ترجمه حسین یوسفی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1373.

مهدوی، مصلح الدین، اعلام أصفهان، أصفهان، سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، 1386ش

هیثمی، علی بن ابی بکر، مجمع الزوائد و منبع الفوائد، قاهره، دارالریان لتراث، 1407ق.

[1]. ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، تاريخ أصبهان، تصحیح سید حسن کسروی، ج1، ص190؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج21، ص380؛ ذهبی، سیر اعلام النبلا، ج1، ص532.

[2]. رياحى، محمدحسین، امّ الفارسیة اصفهانی(اولین زن مسلمان ایرانی)، نشریه فرهنگ اصفهان، شماره 5 و 6، صص 104- 106، ص106.

[3]. ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، تاریخ اصبهان(ذکر اخبار اصبهان)، ج1، ص105

[4]. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج6، ص232.

[5]. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج6، ص228؛ حاکم حسکانی، مستدرک،

[6]. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج6، ص232.

[7]. ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، تاریخ اصبهان(ذکر اخبار اصبهان)، ج1، ص106؛ ابن اثیر، أسدالغابة، ج6، ص24؛  ابن حجر عسقلانی، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 8، ص۲۹،

[8]. ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء، ج1، ص192؛ نیز ر.ک؛ همو، تاریخ اصبهان(ذکر اخبار اصبهان)، ج1، ص106.

[9]. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، ج6، ص24.

[10]. ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 8، ص۲۹،

[11]. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج6، ص232.

[12]. ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، تاریخ اصبهان(ذکر اخبار اصبهان)، ج1، ص105؛ ابن اثیر، اسد الغابة، ج6، ص25.

[13]. ابونعیم اصفهانی، احمدبن عبداله، تاریخ اصبهان(ذکر اخبار اصبهان)، ج1، ص105.

[14]. ابن حجر عسقلانی، الإصابة في تمييز الصحابة، ج8، ص29.

[15]. ابونعیم اصفهانی، احمدبن عبداله، تاریخ اصبهان، ج1، ص105.

[16]. طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج6، ص232.

[17]. جامی، عبدالرحمن، شواهد النبوة، ص67.

[18]. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، ج6، ص24.

[19]. ابن حجر عسقلانی، الاصابة، ج8، ص29.

[20]. ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، ج6، ص24.

[21] . طبرانی، سلیمان بن احمد، معجم الکبیر، ج6، ص232؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج9، ص320.

[22] . ابن اثیر، علی بن محمد، اسدالغابة، ج6، ص24.

[23] . ابن اثیر، علی بن محمد،  اسدالغابة، ج3، ص603.

[24] . حاکم حسکانی، محمدبن عبداله،  مستدرک، تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشلی، ج3، ص604.

[25] . ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء ج1، ص194.

[26] ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، تاریخ اصبهان(ذکر اخبار اصبهان)، ج1، ص105.

[27] . همان، ج1، ص106.

[28] . ابن اسحاق، محمد، سیره ابن اسحاق، ج2، ص66؛ ابن هشام، محمد بن عبدالملک، السیرة النبویة، ج2، ص21؛ ابن سعد، محمد بن سعد،  الطبقات الکبری، ج2، ص75 و ج7، ص318؛ ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة، ج6، ص24.

[29] . ابن اسحاق، محمد، سیره ابن اسحاق، ج2، ص66؛ ابن سعد، محمدبن سعد،  الطبقات الکبری، ج ۷، ص ۲۳۱.

[30] . ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، تاريخ أصبهان، تصحیح سید حسن کسروی،ج1، ص190؛ ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج21، ص380؛ ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلا، ج1، ص532.

[31] . ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء و  طبقات الأصفیاء، ج ۱، ص ۱۸۹.

[32] . بلاذری، احدبن یحیی، انساب الاشراف، ج1، ص213 و293.

[33] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، ج ۳، ص ۱۷۱.

[34] ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، تاریخ اصبهان(ذکر اخبار اصبهان)، ج1، ص105.

[35] همان

[36] . ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینه دمشق، ج21، ص393؛ ذهبی، محمدبن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج1، ص115.

[37] . رياحى، محمدحسین، امّ الفارسیة اصفهانی(اولین زن مسلمان ایرانی)، نشریه فرهنگ اصفهان، بهار و تابستان 1376، شماره 5 و 6، صص 104- 106، ص106.

[38] . مجیب مصری، حسین، سلمان فارسی در ترازوی ادب و تحقیق، ترجمه حسین یوسفی آملی، ص123.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا